العلامة الحلي ( مترجم : ابو الحسن شعرانى )
5
كشف المراد شرح تجريد الإعتقاد ( فارسى )
از پيروان ايشان گويند هستى هر چيز عين ماهيت او است و جماعت ديگر از متكلمان و حكما گويند غير آن است مگر واجب الوجود تعالى كه بيشتر حكما گويند وجود او عين حقيقت او است و تحقيق سخن آنان خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . حكما براى زيادتى وجود بر ماهيت چند دليل آوردند اول آنكه وجود يك معنى مشترك است چنان كه گفتيم و اگر عين هر ماهيت باشد بايد همه يك چيز و هميشه موجود باشد مثلا درخت و انسان و حيوان همه عين وجود باشند . و اگر وجود جزء معنى هر چيز باشد آن چيز جزء ديگر نيز دارد و آن جزء ديگر هم موجود است و وجود جزء او است پس سه جزء مىشود و همه موجود پس وجود جزء همه است و هر يك جزء ديگر دارد الى غير النهايه پس هر چيز مركب از اجزاى غير متناهى خواهد گرديد . و لانفكاكهما تعقّلا . دليل دويم بر آنكه وجود زائد بر ماهيت است آنكه گاه ماهيت را تعقل ميكنيم و در وجود آن شك داريم مانند كيميا يعنى چيزى كه مس را طلا كند معنى آن را تعقل كرديم و در وجود آن شك داريم . و گاه وجود چيزى را ميدانم و در ماهيت آن شك داريم چنان كه جان را ميدانيم در زندگان موجود است و در مردگان نيست اما حقيقت و ماهيت آن را نميدانيم جسم است يا عرض است يا چيز ديگر پس وجود غير از ماهيت است . اگر گوئى در ثبوت وجود براى وجود نيز شك داريم چون بعضى گويند وجود حقيقت واقعى است و بعضى گويند اعتبار عقلى پس وجود وجود غير وجود است گوئيم در وجود وجود شك نداريم بلكه در ثبوت وجود براى ماهيت شك داريم . آنكه وجود را اعتبارى داند گويد وجود خودش براى ماهيات صفتى ثابت نيست و آنكه حقيقى داند گويد صفتى ثابت است پس شك در وجود وجود نيست بلكه در وجود براى ماهيات است .